دل نوشته های ماهک و پیشول

بوسه اختراع طبیعته برای زمانی که کلمه احساس رو بیان نمیکنه...

دل نوشته های ماهک و پیشول

بوسه اختراع طبیعته برای زمانی که کلمه احساس رو بیان نمیکنه...

...What If

 

Here I stand alone
With this weight upon my heart
And it will not go away
In my head I keep on looking back
Right back to the start
Wondering what it was that made you change

Well I tried
But I had to draw the line
And still this question keeps on spinning in my mind

What if I had never let you go
Would you be the man I used to know
If I'd stayed
If you'd tried
If we could only turn back time
But I guess we'll never know

Many roads to take
Some to joy
Some to heart-ache
Anyone can lose their way
And if I said that we could turn it back
Right back to the start
Would you take the chance and make the change

Do you think how it would have been sometimes
Do you pray that I'd never left your side

What if I had never let you go
Would you be the man I used to know
If I'd stayed
If you'd tried
If we could only turn back time
But I guess we'll never know

If only we could turn the hands of time
If I could take you back would you still be mine

'Cos I tried
But I had to draw the line
And still this question keep on spinning in my mind

What if I had never let you go
Would you be the man I used to know
What if I had never walked away
'Cos I still love you more than I can say
If I'd stayed
If you'd tried
If we could only turn back time
But I guess we'll never know
We'll never know

نظرات 4 + ارسال نظر
گیلاسی یکشنبه 25 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 18:22

متاسفم ! فقط میتونم بگم که سرنوشت با ادم بازی های سختی میکنه ! .... باید رقصید به سازش ...انشالله خدا برات خوبی هم میخواد ....

گیلاسی یکشنبه 25 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 19:01

دردت اصلا برام نا اشنا نیست ... خیلی خوب میفهمم چی میکشی و حتی میدونم اون چی میکشه برای ماهک هم راحت نیست .... ولی من به بازی سرنوشت اعتقاد دارم ... کی میتونست باور کنه که من هشت ماه عاشق یک اسم و فامیل بودم تا اینکه خدا گذاشتش سر راهم .... هم من هم همسرم مسیرمون جدا بود ولی وقتی قسمتمون بود افتادیم تو یک مسیر و یک جاش به هم برخورد کردیم و بقیه راه رو با هم امدیم ... صبر کن ... هنوز مسیرت مشخص نیست ... باید راه رو ادامه بدی ....
به قول یک دوستم بلاخره یک روز یه نفر برامون میشه یه خاطره شیرین .... فقط تا بشه خاطره و یاداوریش شیرین باشه خیلی سختی باید بکشیم ....
هنوز خیلی لینک ها رو نگذاشتم ... دارم قالب عوض میکنم و فایده نداره الان بگذارم و دوباره بعد عوض کنم .... میدون یکه باز زدم همه چی رو حذف کردم (=

عروس سیاهبخت دوشنبه 26 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 18:15 http://www.doostetnadaram.blogsky.com

salam . man nemidoonam moshkele aslitoon chie amma khoshhalam ke belakhare up shod
نباید به این راحتی از همه چی بگذرین سختیهای زندگیهای دیگه رو ببینین شاید اونوقت بیشتر قدر همو بدونین.

ترانه سه‌شنبه 27 آذر‌ماه سال 1386 ساعت 14:15

سلام.نمیدونم چی بگم امیدوار بودم توی این ماه ازتون خبرای خوبی بشنوم وهردو باهم اپ کرده باشین. بازم امید وارم همه چی درست بشه هر جور که خودش صلاح میدونه به اون توکل کن اگه اون بخواد حتی فرامش کردن آسون میشه
خداحافظ.

سلام
ممنون از اینکه سر زدی
به هر حال این وبلاگ همیشه مشتاق دیدن دوستایی مثل شماست
خوش باشین

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد