دل نوشته های ماهک و پیشول

بوسه اختراع طبیعته برای زمانی که کلمه احساس رو بیان نمیکنه...

دل نوشته های ماهک و پیشول

بوسه اختراع طبیعته برای زمانی که کلمه احساس رو بیان نمیکنه...

کریسمس و توفیق اجباری

سلام

۱) کریسمس مبارک ماهکم. 

۲) ۲ هفته هستش سرما خوردگی شدید پدرمو در آورده.

پارسال همین موقع ها با ماهک رفته بودیم مرنجاب. خیلی خوش گذشت مخصوصا اون تپه های شنی و دراز کشیدن رو شنها. موقع برگشتن من سرما خوردم و ماهک منو برد دکتر. کاش الان هم مثل اون دوران پیشم بود. شاید با صحبت کردن باهاش این صرفه های من قطع می شد.

۳) دیروز از اصفهان اومدم یه توفیق اجباری بود.

پنجشنبه با مدیران مراکز رفتیم اصفهان. یه سمینار ۲ روزه. پرواز ساعت ۶ صبح بود. هتلمون هتل شاه عباسی بود. فکر کنم تو ایران قشنگترین هتل باشه. برای ناهار رفتیم خیابان شاه عباسی. منو ماهک یه سفر رفتیم اصفهان. ناهار رو رستوان شهرزاد خوردیم همون رستورانی که منو ماهک رفته بودیم. رستوران شیکیه مخصوصا با اون پنجره های رنگیش!

شب کریسمس بود. رفتیم خیابان جلفا بابا نوئل ها تو خیابون پر بودند. منطقه ارامنه نشین اصفهان شلوغ بود. تو هتل هم یه درخت کریسمس تزئین کرده بودند که پایین عکسشو می تونین ببینین.

هتل شاه عباسی

درخت کریسمس

 

موقع برگشت وقتی از اون بالا داخل هواپیما اصفهان رو نگاه می کردم متوجه شدم اصفهان هم بدون ماهک برام اصلا جذاب نیست!

 

پ ن : چقدر دلم برات...

نظرات 2 + ارسال نظر
الهام یکشنبه 9 دی‌ماه سال 1386 ساعت 10:06 http://blackpencil.blogfa.com

نمی خوای بگی چی شده؟؟؟؟

الهام یکشنبه 9 دی‌ماه سال 1386 ساعت 15:50 http://blackpencil.blogfa.com

یاد ۳ سال پیش افتادم. دوران دوستی. ما به هم رسیدیم.ولی سخت بود...
امیدوارم هر چی به صلاحته همون شه.

باز خوشحالم که رسیدین.
من همیشه برای اون دعا کردم و می کنم.
حتی اگه دلم براش تنگ شه

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد