حرف زیاده اما می زارم برای هفته بعد!
بزارین از هفته بعد شروع کنم!
.
.
.
لطفا...
آهنگ وبلاگ رو دارین چی می گه!!!...
خیلی وقتا آدم می مونه حرف دل رو چطوری بریزه اینجا یعنی کلمه کم میاره اما
این آهنگ دقیقا همون چیزی رو می گه که باید بگه
اون شب به طور اتفاقی ( از این اتفاقا زیاد افتاده یه تله پاتی باورتون میشه! بزارین یکم این پرانتز رو بیشتر بازش کنم بارها اتفاق افتاده بود که تا آنلاین شده بودم ماهکمم همون موقع آن شده بود یا اون داشت شماره منو می گرفت من از اینور شمارشو می گرفتم نمی دونم خوشحال باشم یا ناراحت اما هنوز هم که هنوزه این جریان ادامه داره!!! به محض آنلاین شدن ردپاشو می بینم ... مثل جای پا روی برفها که کاملا واضحه) ماهک آنلاین بود کامنت گذاشته بود که اومدم بگم این چیه که دیدم بچه ذوق داره کارنامه زبانش اومده بود جریان رو تعریف کرد نخواستم تو ذوقش بزنم!!! گفتم بفرست بیاد بزارم تو وبلاگمون این شد که اون پست پائین بوجود اومد
تا حالا شده در یه زمان هم خوشحال بشی هم ناراحت کم اتفاق می افته اما می افته مثل سکه ای که بندازی بالا و قائم رو زمین بمونه
شاید آخرین حرفها بود اونشب که بینمون ردوبدل شد. شاید....
پ ن : هفته با هفته فرق می کنه؟!!!
پ ن : همشون هفت روزن اما هفته با هفته فرق می کنه!
چشم بر در
دیده بر ره...
این آهنگ واقعا آدمو خراب می کنه
خراب...
من خیلی وقته این وبلاگ رو می خونم!
اما واقعا می خوام بدون چرا؟؟؟
این وبلاگ به اندازه کافی احساسش بالاس اینم بگم چون صادقانه حرف دله این حس رو می ده
اکثر خواننده های اینجا منتظر هفته بعدا
واقعا چه خبره؟؟؟؟
جواب رو خودتون پیدا می کنین
قضاوت با خودتون
حتما می خواد بره خارج آره؟؟؟
واقعا که....
پس این همه ارتباط کشک؟؟؟؟؟
حیف از اینهمه وقت!
زن این جوری وقتی عاشق می شود و می فهمد نفس یکی با همه ی نفس ها فرق می کرده٬ چه کار می کند؟
وحشی می شود٬ هار می شود٬ می شود مثل یک پرنده ی رها که انداخته اندش توی قفس٬ هی خودش را می کوبد به در و دیوار٬ می خواهد یک کاری بکند ، یک جوری٬یک طوری٬نگذارد٬روند حادثه ها را تغییر بدهد٬یک کاری بکن آخر لعنتی!و هی نمی داند.. هی نمی تواند... هی دستش کوتاه است... قدش کوتاه است...
هی هی هی...
زن این جوری می گوید گوربابای سیمون دوبوار.
جنسیت اش... جنسیت لعنتی اش دیوانه اش می کند... غریزه اش فریاد می کشد...میخواهد یک کاری بکند٬ یک جوری ٬ یک طوری٬ نگذارد....
زن این جوری فرو می رود توی صندلی اش و زل می زند به آدم ها که می آیند و می روند و هی از خودش می پرسد: چی کار کنم؟ و می خواهد یک کاری بکند بالاخره. خودش را می کوبد به در و دیوار.می خواهد بگوید نرو. می خواهد خواهش کند . یا نه... التماس کند..
می داند نمی تواند دستور بدهد بمان٬ آخر تو داری می روی... صبور... سنگین...سرگردان... دلش بام بام... می لرزد. سردش است... می گردد دنبال چیزی...پناهی...همه ی لرزش دل و دستش از این بود ... تا عشق پناهی گردد...
پناهی نه...و نمی فهمد فرق عشق و زندگی را و مگر زندگی بی عشق هم می شود؟زن این جوری خوشش می آید از این بیت که«عشق من تو را وحشی است»٬
می خواهد بدزدد تو را از همه ی دنیا٬ یا بمیرد.
زن این جوری دیگر هیچ کاری بلد نیست. هیچ جمله ای بلد نیست.فکرش کار نمی کند. حواسش پرت است. چیزها هی از دستش می افتند. ظرف ها هی می شکنند٬پارک کردن یادش می رود٬سلام کردن٬ راه رفتن٬ نفس کشیدن حتا...
فقط شامه اش خوب کار می کند.بوها را٬بوی تو را،که جایش می گذاری گاهی٬می بلعد.گرسنه است و یک ذره هوای تو را می خواهد و دیگر بلد نیست هیچ کاری را٬ و جز دوستت دارم٬ هیچ چیز به فکرش نمی رسد.
می خواهد راهت راببندد٬ نمی تواند٬ نمی شود...
" این نوشته ی نعیمه-ghoghnoos56.persianblog.ir است.رییس انجمن زنان اینجوری!منم دختر کوچیکه ی انجمن! "
جالبه!
سلام میشه در مورد امتحان بیشتر توضیح بدی راستی من نمیتونم آهنگو بشنوم
در مورد امتحان چشم توضیح می دم
احتمالا سرعت اینترنتت پایینه به همین خاطر لود نمی شه
اگه از کارتهای ندا استفاده می کنی از خط های E1 اش استفاده کن!!!
سلام دوست گلم
از سایت ما دیدن کنید شرکت ما یه محصول فوق العاده داره که برای خیلی از بیماری ها مفیده برای پوست عالیه و ترک های دست و پا و پینه و بوی بد عرق بدن و پا رو از بین می بره
منتظر حضورتون هستیم
شرکت تولیدی اروم آراد دوز www.aradsalt.com
www.aradsalt.ir
آخرین حرفها همیشه تو ذهن آدم می مونه
تو این لحظه ها آدم نمی تونه یاد خوبیهای طرفش نباشه اگه نبودی بدون یه مشکلی داری!
چی میشه به این دنیا گفت که هیچ چیزش جای خودش نیست
به قول گیلاسی تف تو این زندگی
وصف حاله واقعا!
تو این حالتها که آدم حسش دوگانه اس همیشه طرف خوش رو نگاه کن هرچند دل همیشه سوی طرف بد رو می گیره و باهاش کلنجار می ره
توضیحاتت کمه پیشول بیشتر توضیح بده ته دلم قلقلک اومد بدونم هفته بعد چه خبره یه حدس هایی زدم ...
تو وبلاگمون تا حالا نشده از کسی به بدی یاد کنم!
ماهک همیشه برام جایگاهش اون بالا بالاهاس
از گل نازکتر بهش نگفتم گیلاسی جان
بی اغراق می گم واقعا دوستش داشتم شاید همین هم ازم دورش کرد!!!
هفته بعد...