دیروز صبح بود. چند بار تا حالا سوار ماشینش شده بودم. یه تاکسی قدیمی پلاک قرمز. مثل خودش. اینبار نشستم جلو. حدود ۷۵ سالش می شد شایدم بیشتر!! هنوز چشماش سو داشتن و بدون عینک خوب می دیدن. جلو داشبورد ماشین چوبی و یه سری خرت و پرت قدیمی هم روش دیده می شد. دیروز کمی سرفه می کرد انگار سرما خورده بود.
یه دستمال همیشه تو دستش بود. دستاش رعشه داشت و می لرزید. ماشین که پر شد حرکت کرد. به محض اینکه حرکت کرد دیگه دستاش نمی لرزید!! با اونکه مسلط رانندگی می کرد از پشت یکی از مسافرا صدای غر غرش اومد.
تو این سن با این وضعیت جسمانی با این وضعیت خیابونا واقعا تاسف بار بود. موقع پیاده شدن با همون دستای لرزون بقیه کرایه رو حساب کرد.
دیشب با مترو که برمی گشتم همین که وارد قطار شدم همراه من یه پیرمردم وارد کوپه شد. دیدم یه پیرمرد دیگه که نشسته بود بلند شد و به زور پیرمرد تازه وارد رو نشوند جای خودش. از اون همه چیز خونده ها بود. شروع کرد از حافظ خوندنو گفت: "به عمل کار باید نه به سخن و لاف" نگاه کنین جوونا . به حرف نیس اگه عمل داشته باشی معلومه یه کاری کردی. خلاصه تا موقعی که پیاده شم یه ریز شروع کرد به شعر خوندن و از مولانا و حافظ بگیر .... تا پروین و حیدربابا!!!
تو این وضعیت جامعه خدایش این جوونای سابق خوب حال و حوصله ای دارن. من که از صبح یه ریز کار کرده بودمو کلی خسته بودم با روحیه جوون قدیم شروع کردم به خندیدن. همیشه نیاز نیس برای رفع خستگی رفت توی رختخواب یا یه کار خارق العاده انجام داد. بعضی وقتا یه حرف شیرین که به دلت می شینه یا یه روحیه خوبی که از کسی می بینی می تونه خستگیه یک روز کاریتو از بین ببره.
مراقب این آنفولانزای مسخره باشین! به قول این دکتر ما ۲۰درصد این بیماری با دارو خوب می شه و بقیه اش با ماسک زدن و هوای گرم و سرد وارد بدن نکردن خوب می شه. ما که ۲ روزه داریم هی سوراخ می شیم و همون ۲۰ درصدم تاثیر نداشته و تنها پیچ این دماغمون باز شده و مدام نشتی داره. اما خدایش اصلا حوصله مریضی اونم تو این موقعیتو ندارم!! به قول گیلاسی تف تو این زندگی که یه مریضی بیشتر از ۴ روز طول می کشه و همش ۲۰ درصدش با دارو خوب میشه.
پ ن : لازم به ذکر است حرفای آخر شب با ماهکت کافیه تا کل غمای دنیاتو فراموش کنی
پ ن : این چند روزه چقدر پیرمرد تو این شهر دیدم!!!