سلام
بابا من کجا بداخلاقم تا حالا کمتر از ماهکم به این ماهکم نگفتم.
من اصلا بلد نیستم داد بزنم قسمت داد سیستم بدنم از همون اول خراب بوده.
همیشه اگه دو طرف حرف همدیگرو متوجه بشنو همدیگرو درک کنن هیچ وقت کارشون به داد و بیداد و جیغ جیغ نمی رسه.
اصلا ماها مگه از جونمون سیر شدیم که داد بزنیم. ( قابل توجه آقایون شکمو )
از اونجائیکه این ماهک من شبیه کره ایهاس مارو هم معتاد این فیلما کرده. خودمم نخوام ببینمم باز می شینم می بینم. هرچند تا حالا هیچ کدوم از این کره ایها به پای ماهکم نرسیده.
چون هم زبونش ایرانیه هم خودش.
قابل توجه کسایی که می شینن این سریالای ایرانی رو میبینن.
من زیاد اهل tv و ماهواره نیستم. سریالای خودمون که همش شده پدر سر پسره کلاه بزاره
پسر بالعکس فلان خونواده زندگیش پاشیده
یا مسئله دزدیه یا قاچاقه یا....
. نشد اینا یه فیلم درست کنن توش آرامش باشه توش روابط جوونایی رو نشون بدن که مثبتا
. همش منفیای جامعه رو وسط می کشن و بعدشم می گن وااااااااااااااااای ماهواره نیگا می کنی!!
تو که راس میگی من کانال علمی نیگا می کنم
یا کانال فرهنگی نیگا می کنم
اخباااااااااار خالی بندی به این بزرگییییی....!!!!!
آخه مسلمونا یه مطلب جالب تو این برنامه هاتون هس که آدم رقبت کنه ببینه نره ماهواره ببینه. کانال MI TV تونم که ترکونده اینا واسه اونوریا مورد نداره اما ما نمی تونیم نیگا کنیم؟
متاسفانه افراط و تفریطمون قاطیه هرکسی هم یه سازی برای خودش می زنه. از این غرها بگذریم می رسیم به اینجا که آره عزیزا برای کسایی که از این کانالای خودمون و سریالای سروته یه کرباسش سیر شدن و یا از این کانالای شو خسته شدن
بهتره بگم می تونن این سریالای شرقی رو هم یه نیگا بندازن هیچی نداشته باشه من از یه موضوعشون خوشم میاد اونم آرامشه
آرامشی که وقتی داری نگاه می کنی بهت دست میده فارق از عشقای مربعیشون
که بحثش یه پست جدید رو می طلبه باید بگم خونواده هایی رو به تصویر می کشن که آرامش توشون دیده می شه داستانای جنایی یا دزدی تو مخت نمی کنن.
تو همین سریالی که در حال حاضر داره پخش می شه از قشر تحصیلکرده تو سریال استفاده شده و همه دکتر هستن.
این چند روز اوضاعه جسمانی به کلی قروقاطیه. منم که تحمل ۴۸ ساعت مریضی رو ندارم.
تاحالا برای همین عادتمم ۲ تا آنتیبیوتیک و با امشب ۲تا پینیسیلین زدم.
فکر کنم هرچی حساس شی این ویروسام بیشتر خوششون میاد فعالیت کنن. فعلا یه روکم کنی باهاشون افتادم. به امید پروردگار تپل خودم امشب دیگه این ویروسا دست از سر من برمی دارنو میرن سراغ یه منبع ویتامین دیگه.
زندگی هم که طبق معمول خودش یه روش خوشه یه روش ناخوشه. تو این فصل پائیز فکر کنم اونم آنفولانزا گرفته (زندگی رو میگم). خوب همین میشه که مردم مریض می شن. امان از اون موقع که همه این مصیبتا یهو بیاد سرت...
هوس سینما کردم شدیدا. این تقاطع هم همش چشمک می زنه و آدمو وسوسه می کنه بره ۲ساعت از اوقات گرنبهاشو خرج کنه.
آخه چه معنی داره تو اون سر شهری و من این سر شهر.
برای یک روز ۲ ساعت سینما مجبوریم یک نصفه روز برنامه ریزی کنیم اونم آخرش کلی غر بشنویم....
کاش یه فیلم از ممدگلی رو پرده بود لااقل به هوای اون تو یکم می خندیدی و کیف می کردی و منم یکم به این هرسام اضافه می شد.
آخه چشمات موقعی که اینجوری آزار می دی خیلی قشنگ میشه.
اوصولا آزارات این جوری میچسبه.